به یاد شاعر بزرگ: اخوان ثالث
سه ره پیداست:
نوشته بر سر هر یك به سنگ اندر
حدیثی كه اش نمی خوانی بر آن دیگر
نخستین : راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دو دیگر : راه نيمش ننگ ، نیمش نام
اگر سر بر كنی غوغا ، و گر دم در كشی آرام
سه دیگر : راه بی برگشت ، بی فرجام
... من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی كه می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمانه هر كجا، آیا همین رنگ است؟
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 11:38 توسط بیژن محمدی سامانی
|
ادبیات معاصر